آغاسی درگذشت!!

درگذشت هنرمند مردمی نعمت الله آغاسی رو به تمام مردم ایران تسلیت می گوییم.

تغییر گام در موسیقی بی باپ؟؟؟

چارلی پارکر و جیمز مودی نوازندگان سکسیفون، دیزی گیلسپی و مایلز دیویس نوازندگان ترمپت، باود پاول و تلونیوس مانک نوازندگان پیانو، چارلی مینگوس و ری بران نوازندگان باس از جمله موسیقیدانان جز هستند که در دوران بی باپ (Bebop) حضور موفقی از خود در عرصه موسیقی Jazz به نمایش گذاشتند. 1

 
نمونه ای از گام ماژور بی باپ

بررسی کارهای موسیقیدانان بی باپ نشان می دهد علاوه بر نوع خاص بداهه نوازی روی آکوردها بر اساس هارمونی قطعه که فضای بی باپ را در موسیقی ایجاد می کند، آنها به گونه های خاصی از گام که به Bebop Scale معروف شده است علاقه داشتند. با وجود آنکه گام های بی باپ تفاوت چندانی با مثلآ یک گام ماژور معمولی ندارد اما دانستن تغییرات کوچکی که باید در یک گام ماژور - یا هر گام دیگری - ایجاد کرد تا آنرا به یک گام بی باپ تبدیل کند، می تواند برای هنر آموزان موسیقی Jazz مفید باشد.

بداهه نوازی سریع و غنی عامل اصلی افزودن یک نت به گام های متداول
اضافه کردن یک نت به گام بزرگ یک خاصیت مهم دارد، گام شما به یک گام با تعداد 8 نت مجزا تبدیل می شود که امکان بداهه نوازی یا حرکت های رفت و برگشت در میزانهای زوج را ساده تر از حالت 7 نتی میکند. (اگر باور ندارید سعی کنید با ساز خود در یک گام ماژور را بصورت رفت و برگشت اجرا کنید و در مقابل سهولت اجرای یک گام بی باپ را با آن مقایسه کنید.) نکته دیگری که می تواند باعث جذابیت یک گام بی باپ شود آن است که افزودن نت جدید، یک فاصله کروماتیک جدید را بوجود می آورد و این موضوع خود به افزایش رنگ، زیبایی و روانی ملودی ها در این گام می افزاید.

Major Bebop
اولین گام بی باپی را که بررسی می کنیم گام ماژور بی باپ است. کافی است شما پنجم افزوده گام را در حرکت بالاروند و پایین رونده به نت های گام اضافه کنید. دقت کنید که اتفاق خاصی در گام ماژور رخ نداده است فقط برای رسیدن به در جه ششم یک نت گذر به گام اضافه کرده ایم. بخصوص توجه کنید که درجه ششم در هارمونی و موسیقی جز از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین می توان تغییرات در گام ماژور را اینگونه بر اساس درجه نت ها نیز بیان کرد :

Bebop Major Scale : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , #5, 6 , 7

Bebop Scale
نمونه ای از گام مینور بی باپ
Minor Bebop
در این حالت به یک گام مینور نسبی، یک درجه سوم بزرگ اضافه می شود. بعنوان مثال در گام دو مینور (نسبی Eb ماژور) نت درجه سوم بزرگ یعنی E را به گام اضافه می کنیم. به شکل نگاه کنید. همچنین می توان این گام را بر اساس درجات گام اینگونه نمایش داد:

Bebop Minor Scale : 1 , 2 , b3 , 3, 4 , 5 , 6 , b7

Bebop Scale
نمونه ای از گام دومینانت بی باپ
Dominant Bebop
حتمآ با گام دومینانت هفت در جز آشنا هستید. همان گام ماژور معمولی که در جه هفتم آن بمل شده است (در واقع این همان گام Mixolydian است). در این حالت برای تبدیل گام به حالت بی باپ کافی است درجه هفتم بزرگ را به گام اضافه کنید. در این حالت درجات گام جدید شما از این قرار خواهند شد:

Bebop Dominant Scale : 1 , 2 , 3, 4 , 5 , 6 , b7, 7

یک مثال
بعنوان یک مثال ساده شما می توانید روی یک تولی آکورد مانند |Dm7|G7|CMaj7|C7|F7|BbMaj7|G7|C7| از گام بی باپ دومینانت روی نت دو استفاده کنید. در این حالت این گام خیلی خوب در حرکت هایی مانند BbMaj7 به G7 و یا C7 به F7 جواب می دهد.

موسیقی کلاسیک.۲؟؟

واژه کلاسیک یا کلاسیسم، معمولا به یک دوره از موسیقی اطلاق شده است اما اغلب با معانی مختلف، در اصل عنوان سبک یک دوره خاص یا سبک مشخصی از موسیقی نیست. ولی از سوی دیگر، واژه کلاسیک بر پدیده ای طلاق می شود که می تواند در اکثر دوره های مختلف موسیقی به کار برود و تکرار شود. مثلا آوازهای شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه کلاسیک به شمار می آید در حالی که شوبرت از نظر تاریخی آهنگساز دوره رومانتیک محسوب می شود و افکار و عقایدش نیز رومانتیک است. بنابراین معنی واژه کلاسیک در ارتباط با یک قطعه مشخص یا اصولا مقوله آهنگسازی می تواند کاملا با معنی آن در رابطه با سبک یک دوره از تاریخ موسیقی متفاوت باشد. با چنین برداشت مشابهی می توان گفت که ((پالسترینا))(palestrina) ( آهنگساز قرن شانزدهم ) قرن ها به عنوان نمونه کلاسیک موسیقی کلیسایی مد نظر قرار داشته و آثارش مدل اصیلی برای دیگر آهنگسازان بوده است.

واژه کلاسیک در موارد استعمال کلی آن، هنگامی مفهومی بهتر و مفیدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصی از آثار موسیقایی ( مانند نمونه هایی که از شوبرت و پالسترینا ذکر شد) قرار گیرد. در این مفهوم می توان بتهون را استاد کلاسیک در خلق سنفونی، سونات پیانو، کوارتت زهی محسوب کرد. بدون اینکه هیچ قضاوتی راجع به موقعیتش در تاریخ سبک های موسیقی انجام گیرد. فرق میان کلاسیک به عنوان یک راه حل قاطع و استوار برای مسئله نقش خلاق در یک اثر هنری یا مقوله آهنگسازی از یک طرف و به عنوان یک مفهوم در تاریخ سبک ها از طرف دیگر، همیشه ستیز و اختلاف دایمی به وجود می آورد که آثار آن نیز امروزه وجود دارد. آیا بتهون کلاسیک است یا رمانتیک؟ او نسبت به این که چه مفهومی به کلمات داده شوند می تواند هر دوی آنها باشد.

تاریخ نویسان قرن نوزدهم، کلمه کلاسیک را در آلمان به سبک دوره ای که با نسل ((کوانتس)) (Quaantz) و (( هانس)) (Hanc) و بعدا پسران باخ و معاصران آنها شروع شد اطلاق می کنند و در ایتالیا به سبک موسیقی دمینیکو اسکارلاتی ((Dommenico Scarlatti)) و معاصرینش. اواخر این دوره را به طور واضح نمی توان معین کرد، زیرا جدال بین کلاسیک و رومانتیک تا قرن نوزدهم و حتی بیستم ( با جریان نئو کلاسیسم) ادامه داشت. تعریف کلاسیک در ادبیات تا حدی بغرنج و گنگ است ولی این تعریف در موسیقی پیچیده تر می شود.

شاید یکی از قدمهایی که به سوی کلاسیک برداشته شد آزاد شدن اثر موسیقی از قید و بند تقلیدها، بیان، معرفی ، در خدمت بودن و حتی سرگرمی های اجباری بود و نتیجتا خود اصل موسیقی مد نظر قرار گرفت. پس برای اولین بار در موسیقی این فکر و ایده ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها (( مقصود و هدفی)) ندارد، بلکه صرفا به خاطر خودش وجود دارد ـ در واقع موسیقی به خاطر خود موسیقی ـ به عبارت دیگر، در دوره کلاسیک با ایده (( هنر به خاطر هنر )) برخورد می شد که از آ» زمان تاکنون هم چنان همراه موسیقی جریان دارد.

در کلاسیک هر چیز خارق العاده و افراطی کنار گذاشته شد و بیان موسیقایی بیشتر با تاکید برکمال، تمامیت و اعتبار جهانی با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبیت شد.