معنی نادرست یک اصطلاح در هارمونی؟

هنگامی که به هارمونی از منظر گذر زمان شکل گیری نگاه می شود معمولا" آنرا به دو دسته عمده تقسیم می کنند، هارمونی کلاسیک و هارمونی مدال (Modal). هارمونی مدال خود به دو قسمت هارمونی بر اساس فاصله های سوم و هارمونی بر اساس چهارم تقسیم می شود. در مقابل این دو شاخه کاملا" مشخص و جدا (کلاسیک و مدال)، بسیاری از اصطلاحاتی که در این دو نوع هارمونی بکار برده می شود یکسان، اما با معانی متفاوت هستند. این تفاوت باعث می شود که معنی یک جمله هنگامی که آنرا در محدوده "هارمونی آوازی" (Choral Harmony) مطرح می کنیم با همان جمله در محدود "هارمونی Jazz" بسیار متفاوت باشد.

هارمونی کلاسیک
علت نام گذاری این روش آن است که شکل گیری آن به دوره هنر کلاسیک در اروپا بر می گردد. هنگامی که موسیقی حالت تنال داشته و مباحث موسیقی پلی فنیک بصورت علمی در قرن 18 و 19 مطرح بود. البته عنوانین گمراه کننده دیگری مانند هارمونی فانکشنال (Functional)، تنال (Tonal)، دیاتنیک (Diatonic) و ... هم بر روی این نوع از تحلیل هارمونی گذاشته می شود که باید از استفاده از آنها صرفنظر کرد. چرا که این نامها اغلب از نوع موسیقی کنترپوآن و Canon اروپایی به ارث رسیده است و ممکن است ذهن شنونده یا خواننده را دچار تشویش نماید. بسیاری از قطعات موسیقی هستند که هارمونی آنها از نوع کلاسیک نبوده اما ذاتا" فانکشنال یا تنال هستند.

هارمونی مدال
اروپایی ها در قرن 18 و 19 بخوبی به اهمیت و ارزش هارمونی در موسیقی پی برده بودند اما اصطلاحاتی را که برای بررسی هارمونی مطرح کرده بودند اغلب نوع خاصی از موسیقی پلی فنیک را شامل می شد، بطوری که امروزه تعداد زیادی از این اصطلاح ها، با آن هارمونی که ما می شناسیم همخوانی ندارد. مثلا" اصطلاحی مانند سه تایی (triad) که برای ما در بررسی آکوردها بسیار آشنا است، در " هارمونی کلاسیک" معنی خاصی داشته که امروزه برای هنرجویان موسیقی که هارمونی مدال را می شناسند، معنی کلاسیک آن گنگ و نا آشنا است.

لذا لازم بود تا اصطلاحات دوران کلاسیک و نیز قبل از کلاسیک بازنگری شوند و همچنین برای بسیاری از پدیده های علم هارمونی که تا آن زمان نامی در نظر گرفته نشده بود، نام مناسب انتخاب شود. نمونه واضح آن هارمونی ای است که امروزه کاربرد فراوان دارد و اساس آن روی فاصله های چهارم شکل میگیرد و نه سوم، موضوعی که در دوران "هارمونی کلاسیک" به آن توجهی نشده بود.

اصطلاح سه تایی
مشکلی که وجود داشت - و حتی امروزه در میان بسیاری وجود دارد - آن است که اینرسی زیاد هارمونی کلاسیک به اندازه ای است که اصطلاحی مانند سه تایی (triad) هنوز نتوانسته معنی جدید خود را پیدا کند و کماکان بسیاری از موسیقیدانان آنرا حاصل روی هم قرار گرفتن سه نت با فاصله های سوم می دانند. در صورتی که همانطور که می دانید اصطلاحات یونانی مانند دیاد (dyad)، تریاد (tirad)، تتراد (tetrad) و ... که در بسیاری از علوم کاربرد دارند صرفا" حالت دوتایی، سه تایی، چهارتایی و ... را مشخص می کنند و فاقد هر گونه اطلاع اضافه دیگری هستند.

اصطلاحی مانند سه تایی (triad) حتی در جمع برخی موسیقیدانان حرفه ای معنی بیشتری از سه تایی بودن را با خود یدک می کشد و به دنبال آن تعبیر و تشریح اصطلاحی مانند آکورد (Chord) نیز دستخوش تغییرات نا خواسته ای می شود. به متن زیر که برگرفته شده عینی از یک کتاب هارمونی معتبر به زبان فارسی است دقت کنید :

"آکورد به انتشار همزمان چندین نت که همیشه بتوانند در حالت سومهایی روی هم قرار بگیرند گفته می شود."

این در حالی است که هنرجویان جدی و شنوندگان حرفه ای موسیقی بخوبی می دانند هارمونی بسیاری از کارهای موسیقیدانان مدرن امروزی بر اساس آکوردهایی است که روی فاصله های چهارم ساخته می شوند.

Diminished Scale؟

از گامهای مهمی که در موسیقی جز بکار برده می شود گامی است که بنام کاسته یا Diminished معروف است. این گام بر خلاف گام ماژور معمولی که از هفت نت تشکیل شده است از از توالی هشت نت که یکی درمیان فاصله بین آنها پرده و نیم پرده است درست می شود. به بیان دیگر ترکیب نتهای C-D-Eb-F-Gb-Ab-A-B-C یک گام کاسته روی پایه C درست می کند.

 
یک گام کاسته با پایه نت دو
دقت کنید از آنجایی که فقط هفت نت متفاوت در یک گام وجود دارد، چنانچه نت انتهایی (اکتاو) را در نظر نگیریم در یک گام کاسته باید حتما" یکی از نت ها تکرار شود که در شکل اول نت A یکبار در حالت عادی و یکبار با یک بمل بکار برده شده است.

به گامی که در شکل اول مشخص شده دقت کنید، بسادگی می توان بر روی آن آکوردهای کاسته مانند Cdim ، Ebdim ، Gbdim و ... را که همگی از یک خانواده هستند، را بدست آورد.

Diminished Chords
آکوردهای هم خانواده بر روی گام دو کاسته
همچنین آکوردهایی مانند Ddim ، Fdim ، Abdim و .. که باز همگی از یک خانواده هستند.

همانطور که می دانید آکوردهای کاسته از چهار نت که فاصله بین آنها سوم کوچک است ساخته می شوند. فاصله سوم کوچک معادل یک و نیم پرده است بنابراین بسادگی می توانید با اجرای همزمان یکی در میان از نتهای گام کاسته از هر نتی آکورد کاسته مربوطه را درست کنید.

Diminished Chords
گروه دیگری از آکوردهای هم خانواده بر روی گام دو کاسته
اما به دلیل آنکه فاصله میان نتهای گام بصورت مرتب یکی درمیان پرده و نیم پرده است، در حالت کلی فقط می توان سه گام متفاوت از نوع کاسته درست کرد. یعنی گام های کاسته بر پایه دو، دو دیز و ر. چرا که گام بعدی که بر اساس Eb تهیه می شود معادل گام کاسته ای است که روی C بنا شود.

آکورد و گام های کاسته در موسیقی کلاسیک نیز کاربرد بسیار دارند، نمونه بارز استفاده از آن را می توان در بریدجی که بتهوون بصورت حرکت های آرپژ مانند در موومان اول سونات مهتاب بکار برده است، مشاهده کرد.

Diminished Chords

گام بلوز را بهتر بشناسیم؟

یک گام بلوز در نسخه استاندارد شامل نتهایی با فاصله های پایه، سوم کوچک، چهارم درست، چهارم افزوده، پنجم درست و هفتم کوچک است.


بعنوان مثال اگر بخواهید بر پایه نت فا یک گام بلوز اجرا کنید باید نتهای F, Ab, Bb, B, C, Eb, F را اجرا کنید. اما نباید فراموش کرد آنچه حس بلوز را به موسیقی می دهد نحوه نواختن و اکسنت هایی است که به گام داده می شود. چنانچه خیلی ساده با کشش مساوی نتها نواخته شوند شاید حس خاصی بعنوان بلوز ایجاد نکند اما اگر با حالت و مایه های سوئینگ اجرا شود یقینا" تفاوت بسیاری می کند.

F Blues
F Blues up/down
به همین ترتیب اگر بخواهید می توانید این گام را بر پایه Bb با این نتها اجرا کنید : Bb, Db, Eb, F, Ab, Bb.

نکته مهم و جالب این است که شما می توانید گام استاندارد بلوز را با هارمونی ماژور و مینور یکسان استفاده کنید بنابر این تفاوتی نمی کند که شما آکورد پایه بزرگ یا کوچک گرفته گام بلوز را اجرا کنید. بخصوص هنگامی که آکورد ماژور گرفته اید هرگز نگران سوم کوچکی که در گام بلوز وجود دارد نباشید.

اتفاقا" موضوع کاملا" برعکس است و گاهی نوازندگان برای یک هارمونی مینور بجای استفاده از گام بلوز از مد دورین استفاده میکنند. مثلا" روی آکورد رمینور که می توانند گام بلوز مانند : D, F, G, Ab, C, D را اجرا کنند، اقدام به اجرای ساده گام ر دورین می کنند.

بسیاری از نوازندگان برای اجراهای خاص خود ممکن است تغییرات زیادی در یک گام استاندارد بلوز ایجاد کنند. بعنوان مثال به یک گام بلوز روی F که راجع به آن صحبت کردیم می توان نتهای G, A و D را اضافه کرد و از نتیجه بدست آمده استفاده مناسبتری کرد. هرچند اگر این گام را بصورت رفت و برگشت اجرا کنید کمی غیر عادی بنظر می رسد اما نوازندگان موسیقی جز و بلوز به کررات از قسمتهایی از این گام استفاده میکنند.

اما هارمونی موسیقی ای که بصورت بلوز ابتدایی و 12 میزانی روی آن اجرا می شود، برای پایه فا معمولآ از آکوردهای F7, Bb7 و C7 تشکیل شده است. توالی آکوردها معمولآ بصورت ابتدایی و استاندارد به اینصورت است :

|| F7 | F7 | F7 | F7 | Bb7 | Bb7 | F7 | F7 | C7 | Bb7 | F7 | C7 ||

همانطور که مشاهده می کنید نواختن مثلا" چهار میزان آکورد F7 برای شنونده بسیار خسته کننده خواهد بود برای همین منظور اغلب واریاسیون هایی در هارمونی داده می شود که پراستفاده ترین آنها عبارتند از :

A: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bb7 | F7 | D7 | Gm9 | C7 | F7 | Gm,C7||
B: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bdim | F7 | Am,D7 | Gm | F7 | Am,D7 | Gm,C7||
C: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bdim | F7 | Am,D7 | Gm,C7 | Dbm,Gb7 | F7,D7 | G7,C7||

از دیگر هارمونی های معروف بلوز باید به Bird Blues اشاره کرد که ابداع اولیه آن به هارمونی ای که چارلی پارکر در قطعه Blues for alice استفاده کرده است بر می گردد. او اینگونه می نوازد :

|| F7 | Em,A7 | Dm,G7 | Cm,F7 | Bb7 | Bbm | Am | Abm | Gm | Gm | C7 | Am,D7 | Gm,C7||

چند نکته مهم
یکی از مهمترین نکاتی که در اجرای موسیقی بلوز باید آنرا رعایت کرد تغییر آکورد ها در میزانهای کش دار و یا میزانهایی که دو بار آکورد عوض می کنند است. معمولا" نوازندگان مبتدی برای راحتی آنها را رعایت نمی کنند و به دلیل ضعف در بیان ملودی بدیع، نهایتا" موسیقی زیبا شنیده نمی شود اما اگر هارمونی متغیر باشد بسادگی می تواند ملودی ضعیف را پوشش دهد.

هنگامی که آکوردها را عوض می کنید سعی کنید روی سوم و هفتم آنها بداهه نوازی کنید اما در عین حال از سایر نتها هم استفاده کنید.

اگر نوازنده پیانو هستید، هرگز - یا حتی المقدور - از آکوردهای بسته سه نتی برای هماهنگی استفاده نکنید. امروزه کاربرد هارمونی های دو نتی بسیار طرفدار دارد و در عین حال خیلی خوش صدا است بنابراین برای آکورد F7 مثلا" از نتهای A و Eb استفاده کنید یا برای Bb7 از Ab و D و ...